معماری اطلاعات چیست؟ راهنمای طراحی منو و دستهبندی سایت

معماری اطلاعات چیست و چرا کاربر در سایت گم یا پیدا میشود؟ اجزای IA، اصول طراحی منو و دستهبندی و نقش مرتبسازی کارت و تست درختی را ببینید.
معماری اطلاعات (Information Architecture یا IA) یعنی سازماندهی، دستهبندی و نامگذاری محتوای یک سایت یا اپ به شکلی که کاربر بتواند چیزی را که میخواهد پیدا کند و بداند کجای محصول ایستاده است. منو، دستهبندی محصولات، برچسبها، مسیر راهنما (breadcrumb) و جستجو همه خروجی معماری اطلاعات هستند. اگر کاربرها در سایت شما «گم» میشوند، مشکل معمولا از معماری اطلاعات است، نه از طراحی بصری.
معماری اطلاعات بخش نامرئی تجربه کاربری است. وقتی خوب کار میکند، کسی متوجهش نمیشود؛ کاربر کلیک میکند و به جای درست میرسد. وقتی بد کار میکند، کاربر صفحهها را بالا و پایین میکند، بین منوها رفتوبرگشت میکند و در نهایت یا جستجو میزند یا سایت را میبندد. در این مقاله اجزای IA را مرور میکنیم، اصول طراحی منو و دستهبندی را میبینیم و توضیح میدهیم مرتبسازی کارت و تست درختی چطور به ساختن و سنجیدن آن کمک میکنند.
معماری اطلاعات چیست و چرا مهم است
اصطلاح معماری اطلاعات با کتاب معروف لوئیس روزنفلد و پیتر مورویل درباره معماری اطلاعات وب، که اواخر دهه ۹۰ میلادی منتشر شد، در دنیای طراحی وب جا افتاد. ایده اصلی ساده است: هر چقدر هم محتوای سایت شما خوب باشد، اگر کاربر نتواند پیدایش کند، برای او وجود ندارد.
اهمیت IA با بزرگ شدن سایت چند برابر میشود. یک سایت پنجصفحهای را با هر منویی میشود گشت. اما فروشگاهی با هزاران کالا، سامانهای با دهها خدمت یا اپ بانکی با امکانات متنوع، بدون ساختار فکرشده به هزارتو تبدیل میشود. هزینهاش هم مستقیم است: کاربری که کالا را پیدا نکند، آن را نمیخرد، و کاربری که خدمتی را در اپ پیدا نکند، به پشتیبانی زنگ میزند.
یک نکته مهم دیگر اینکه معماری اطلاعات را باید بر اساس مدل ذهنی کاربر ساخت، نه ساختار سازمانی شرکت. کاربر نمیداند و نباید بداند کدام واحد شرکت مسئول کدام خدمت است.
اجزای معماری اطلاعات
روزنفلد و مورویل چهار سیستم اصلی را برای معماری اطلاعات برمیشمارند:
- سیستم سازماندهی: محتوا چطور گروهبندی میشود؛ بر اساس موضوع، نوع کاربر، کار، زمان یا الفبا.
- سیستم برچسبگذاری: هر گروه و هر لینک چه اسمی دارد. برچسب خوب همان کلمهای است که کاربر در ذهن دارد.
- سیستم ناوبری: کاربر چطور بین بخشها حرکت میکند؛ منوی اصلی، منوی فرعی، مسیر راهنما، لینکهای مرتبط و پانویس.
- سیستم جستجو: وقتی کاربر دقیقا میداند چه میخواهد، جستجو و فیلترها چطور کمکش میکنند.
این چهار سیستم به هم وابستهاند. جستجوی قوی نمیتواند ضعف ناوبری را کاملا جبران کند، چون بسیاری از کاربرها اول از منو شروع میکنند و فقط وقتی ناامید شدند سراغ جستجو میروند.
معماری اطلاعات در سایت: طرحهای رایج دستهبندی
اولین تصمیم این است که محتوا را بر اساس چه چیزی دستهبندی کنیم. چند طرح رایج:
- بر اساس موضوع: رایجترین طرح؛ مثل «لوازم آشپزخانه»، «صوتی و تصویری».
- بر اساس مخاطب: مثل «اشخاص حقیقی» و «شرکتها» در سایت یک بانک. وقتی خوب است که مخاطبها واقعا جدا باشند و کاربر بداند در کدام گروه است.
- بر اساس کار: مثل «انتقال وجه»، «پرداخت قبض»، «خرید شارژ». برای اپها و سامانههای خدماتی معمولا بهترین گزینه است.
- بر اساس زمان یا مکان: مثل آرشیو خبر بر اساس تاریخ یا شعبهها بر اساس شهر.
- الفبایی: فقط وقتی کاربر اسم دقیق چیزی را میداند، مثل فهرست برندها.
بیشتر سایتها ترکیبی از این طرحها دارند. مثلا منوی اصلی بر اساس موضوع است و فیلتر برند الفبایی.
عمق یا پهنا
تصمیم بعدی شکل درخت است. ساختار عمیق یعنی گزینههای کم در هر سطح و سطحهای زیاد؛ کاربر باید چند بار کلیک کند و در هر سطح حدس بزند. ساختار پهن یعنی گزینههای زیاد در هر سطح و سطحهای کم؛ کاربر باید بین گزینههای بیشتری انتخاب کند. معمولا ساختاری نسبتا پهن با دو یا سه سطح برای بیشتر سایتها بهتر جواب میدهد، ولی جواب قطعی را فقط تست با کاربر میدهد.
منو و دستهبندی: اصول عملی
- از کلمههای کاربر استفاده کنید. اگر مشتریها میگویند «قسطی»، برچسب «خرید اعتباری» را دوباره فکر کنید.
- گروهها با هم همپوشانی نداشته باشند. اگر کالایی منطقا در دو دسته جا میشود، کاربر نصف وقتها در دسته اشتباه دنبالش میگردد. اگر چارهای نیست، در هر دو جا لینکش را بگذارید.
- از دسته «سایر» فرار کنید. «سایر» یعنی ما هم نمیدانستیم این را کجا بگذاریم. کاربر هم نمیداند.
- برچسبها را مشخص بنویسید. «خدمات» و «راهکارها» تقریبا هیچ چیزی به کاربر نمیگویند.
- یکدست باشید. اگر یک دسته با اسم کالا نامگذاری شده و دسته کناری با اسم کاربرد، کاربر منطق منو را نمیفهمد.
- ساختار سازمانی را کپی نکنید. اینکه دو خدمت در شرکت شما زیر دو معاونت مختلف هستند، دلیلی برای جدا بودنشان در منو نیست.
مثال: دستهبندی یک فروشگاه آنلاین آرایشی و بهداشتی
فرض کنید یک فروشگاه آنلاین محصولات آرایشی و بهداشتی منوی فعلیاش را بر اساس دستهبندی تأمینکنندهها چیده است: «آرایشی»، «بهداشتی»، «مراقبتی» و «لوازم برقی». پشتیبانی مدام سوالهایی مثل «شامپو بچه کجاست؟» یا «ضدآفتاب را در کدام بخش بگذارم؟» دریافت میکند.
تیم یک مرتبسازی کارت باز اجرا میکند و چهل محصول را به شکل کارت به شرکتکنندهها میدهد تا خودشان گروهبندی و نامگذاری کنند. نتیجه ماتریس شباهت جالب است: بسیاری از شرکتکنندهها محصولات کودک را جدا گروهبندی کردهاند، فارغ از اینکه شامپو است یا کرم. ضدآفتاب هم بیشتر کنار «مراقبت پوست» قرار گرفته تا «آرایشی». و تقریبا هیچکس اسم «مراقبتی» را برای گروهی انتخاب نکرده؛ کاربرها «پوست» و «مو» را جدا میدیدند.
بر اساس این نتیجه، تیم دو ساختار پیشنهادی میسازد و با تست درختی میسنجد. در یکی «مادر و کودک» دسته اصلی است و در دیگری زیرمجموعه هر دسته. تسکهایی مثل «یک شامپو ملایم برای کودک دوساله پیدا کنید» نشان میدهد کدام ساختار نرخ موفقیت بالاتر و مسیر مستقیمتری دارد. اینطوری تصمیم منو از بحث سلیقهای در جلسه به داده تبدیل میشود.
رابطه معماری اطلاعات با مرتبسازی کارت و تست درختی
این دو روش مکمل هم هستند و هر کدام در یک مرحله از طراحی IA به کار میآیند.
مرتبسازی کارت روشی سازنده است. به شما میگوید کاربرها محتوا را در ذهنشان چطور گروهبندی میکنند و چه اسمی رویش میگذارند. در نوع باز، کاربر خودش گروه میسازد؛ در نوع بسته، کارتها را در دستههای از پیش تعیینشده میگذارد؛ و در نوع ترکیبی هر دو کار ممکن است. خروجی معمول آن ماتریس شباهت و خوشهبندی است که نشان میدهد کدام کارتها بیشتر کنار هم قرار گرفتهاند.
تست درختی روشی ارزیابیکننده است. فقط ساختار متنی منو را، بدون طراحی بصری، به کاربر نشان میدهید و از او میخواهید چیزی را پیدا کند. دو معیار اصلیاش نرخ موفقیت و مستقیم بودن مسیر است؛ یعنی کاربر به جای درست رسید یا نه، و آیا بدون رفتوبرگشت رسید.
ترتیب معمول کار این است:
- با مرتبسازی کارت مدل ذهنی کاربرها را کشف کنید.
- بر اساس نتیجه، یک یا دو ساختار پیشنهادی بسازید.
- با تست درختی ساختارها را بسنجید و نقطههای ضعف را پیدا کنید.
- ساختار را اصلاح کنید و اگر تغییر بزرگ بود، دوباره تست درختی بگیرید.
- بعد از طراحی بصری، با تست اولین کلیک ببینید منو در ظاهر نهایی هم همانطور کار میکند.
برای مقایسه دقیقتر این دو روش و اینکه کی کدام را انتخاب کنید، مقاله تفاوت مرتبسازی کارت و تست درختی را بخوانید.
نشانههایی که معماری اطلاعات سایت مشکل دارد
- کاربرها برای چیزهایی که در منو هست، زیاد جستجو میکنند.
- پشتیبانی مدام سوال «فلان چیز کجاست؟» دریافت میکند.
- در ضبط جلسهها، کاربرها بین چند دسته رفتوبرگشت میکنند یا منو را باز و بسته میکنند بدون اینکه چیزی انتخاب کنند.
- صفحههای مهمی دارید که بازدید خیلی کمی دارند، با اینکه کاربرها به محتوایشان نیاز دارند.
- تیم داخلی هم سر اینکه یک صفحه جدید را کجا بگذارد، به توافق نمیرسد.
اگر چند مورد از اینها برایتان آشناست، وقت بازنگری در معماری اطلاعات است. این کار جزئی از تجربه کاربری است که بیشترین اثر را با کمترین تغییر ظاهری دارد.
طراحی و سنجش معماری اطلاعات با یوزر تستینگ
در یوزر تستینگ میتوانید هر دو مرحله را انجام دهید. با مرتبسازی کارت باز، بسته یا ترکیبی مدل ذهنی کاربرها را پیدا کنید و ماتریس شباهت و خوشهبندی خودکار را ببینید. بعد با تست درختی ساختار پیشنهادی را بسنجید و نرخ موفقیت و مستقیم بودن مسیر هر تسک را مقایسه کنید. همه چیز فارسی است و برای شروع، پلن رایگان با ۵۰ پاسخ در دسترس است.
این روش را خودتان امتحان کنید
تست را در یوزر تستینگ بسازید و پاسخهای واقعی جمع کنید.
مطالعه بعدی

ابزار مرتبسازی کارت آنلاین؛ از اجرا تا خواندن نتیجه
با ابزار مرتبسازی کارت آنلاین، دستهبندی محتوا را از زبان کاربر بسازید. روش اجرای از راه دور، خواندن ماتریس شباهت و دندروگرام را اینجا ببینید.

مزایای مرتب سازی کارت ها چیست؟
تصمیمگیری درباره ساختار محتوا میتواند موفقیت یا شکست یک محصول دیجیتال را تعیین کند، مرتب سازی کارت ها یک روش عملی و کمهزینه برای همسانسازی ساختار اطلاعات با مدل ذهنی کاربران است. در این معرفی کوتاه پاسخ به پرسش «مزا

نمونه کارت سورتینگ، چه زمانی باید از کارت سورتینگ استفاده کرد؟
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که کاربرانتان چگونه اطلاعات را در ذهن خود سازماندهی میکنند و میتوانید به کمک نمونه کارت سورتینگ موفق به آن دست پیدا کنید؟ کارت سورتینگ ابزاری است که به طراحان و محققان این امکان را می